تبليغاتX
خلوت من

خلوت من

و در این تنهائی سایه نارونی تا ابدیت جاریست...

 

منم،يه تقويم پر از زمستون
چله نشين دلي دربو داغون
سال كبيسمو،شگون ندارم
از هيچ كسي خاطره اي ندارم

جز يه نفر كه دربو داغونم كرد
بره بودم،گرگ بيابونم كرد
اما دلم تو غربت اون بيابون
از راهي كه رفته نشد پشيمون

دل اي دل ديونه
كي قدرتو ميدونه
برو فكر خودت باش
پر از گرگه زمونه

باز منتظر نشستي
آب ميشي،دستي دستي
تو هم بايد مثل اون
دلش رو مي شكستي

دل اي دل ديونه...

   

 

رفتی و خاطره های
تو نشسته توی خیالم
بی تو من اسیر دست
آرزوهای محالم

یاد من نبودی اما
من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری ازمن
دل به هیچکسی نبستم

هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقتی بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش

اگه باشی با نگاهت
میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت
گر گرفتنو بلد شد

اگه دوری،اگه نيستي
نفس فرياد من باش
تا ابد،تا ته دنيا
تا هميشه ياد من باش

هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقتی بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش

 

هم ترانه ياد من باش...

   

تو نیستی که ببینی


 

تو نيستي كه ببيني
 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاري است
 چگونه عكس تو در برق شيشه ها پيداست
چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندي ايوان به باغ مي نگري
درخت ها و چمن ها و شمعداني ها
به آن ترنم شيرين به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب مي نگرند
تمام گنجشكان
كه درنبودن تو
 مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا مي كنند
هنوز نقش ترا از قراز گنبد كاج
كنار باغچه
زير درخت ها لب حوض
درون آينه پاك آب مي نگرند
تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است
طنين شعر تو درترانه من
تو نيستي كه بيبني چگونه مي گردد
 نسيم روح تو در باغ بي جوانه من
چه نيمه شب ها كز پاره هاي ابر سپيد
به روي لوح سپهر
ترا چنانكه دلم خواسته است ساخته ام
چه نيمه شب ها وقتي كه ابر بازيگر
هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير
به چشم همزدني
ميان آن همه صورت ترا شناخته ام
به خواب مي ماند
تنها به خواب مي ماند
 چراغ آينه ديوار بي تو غمگينند
تو نيستي كه ببيني
 چگونه با ديوار
به مهرباني يك دوست از تو مي گويم
تو نيستي كه ببيني چگونه از ديوار
 جواب مي شنوم
تو نيستي كه ببيني چگونه دور از تو
به روي هرچه درین خانه ست
غبار سربي اندوه بال گسترده است
 تو نيستي كه ببيني دل رميده من
بجز تو ياد همه چيز را رهاكرده است
غروب هاي غريب
 در اين رواق نياز
پرنده ساكت و غمگين
ستاره بيمار است
دو چشم خسته من
 در اين اميد عبث
دو شمع سوخته جان هميشه بيدار است
تو نيستي كه ببيني

   

 

 

بام را برافكن ، و بتاب ، كه خرمن تيرگي اينجاست.
بشتاب ، درها را بشكن ، وهم را دو نيمه كن ، كه منم
هسته اين بار سياه.
اندوه مرا بچين ، كه رسيده است.
ديري است، كه خويش را رنجانده ايم ، و روزن آشتي بسته است.
مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان ، كه جدا مانده ام.
به سرچشمه "ناب" هايم بردي ، نگين آرامش گم كردم ، و گريه سر دادم.
و مبادا ترس آشفته شود ، كه آبشخور جاندار من است.
و مبادا غم فرو ريزد، كه بلند آسمانه زيباي من است.
صدا بزن ، تا هستي بپا خيزد ، گل رنگ بازد، پرنده هواي فراموشي كند.
ترا ديدم ، از تنگناي زمان جستم . ترا ديدم ، شور عدم در من گرفت.
و بينديش ، كه سودايي مرگم . كنار تو ، زنبق سيرابم.
دوست من ، هستي ترس انگيز است.
به صخره من ريز، مرا در خود بساي ، كه پوشيده از خزه نامم.
بروي ، كه تري تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است.
غوغاي چشم و ستاره فرو نشست، بمان ، تا شنوده آسمان ها شويم.
بدر آ، بي خدايي مرا بياگن، محراب بي آغازم شو.
نزديك آي، تا من سراسر ((من)) شوم.

سهراب سپهری

   

ترجمه چشمان تو


 

چه ضيافت غريبي
من و گيتار و ترانه
جاي تو : يه جاي خالي
شعر من شعر شبانه
هرم خورشيدي چشمات
 من رو آب كرد و تموم كرد
 لحظه ي ناب پريدن
 با يه ديوار رو به روم كرد
گوش بده !‌ ترانه هام ترجمه ي چشماي توست
 تو تموم قصه هام هميشه جاي پاي توست
 تو ضيافت سكوتم
 تو اگه قدم بذاري
 مي بيني از تو شكستم
اما تو خبر نداري
بي تو از زمزمه دورم
بي تو از ترانه عاري
 زخم تو : زخم هميشه
 اينه تنها يادگاري
گوش بده !‌ ترانه هام ترجمه ي چشماي توست
 تو تموم قصه هام هميشه جاي پاي توست

   

هميشه اين گونه بوده است


هميشه اين گونه بوده است  :

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني.   پيش از آنکه  تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي  مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .

 

هميشه اين گونه بوده است :

کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي

هميشه اين گونه بوده است :

وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي  ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ،  فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را  پر از بوسه و نور کند .

هميشه اين گونه بوده است :

او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد

راستي اگر هنوز او نرفته ؛ اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نکرده ؛ اگر هنوز مي تواني برايش يک گل بفرستي  و غزلي از حافظ بخواني پس قدر تک تک نفسهايش را بدان

   
                                                                   

 

فرسود پاي خود را چشمم به راه دور
تا حرف من پذيرد آخر كه :زندگي
رنگ خيال بر رخ تصوير خواب بود.

دل را به رنج هجر سپردم، ولي چه سود،
پايان شام شكوه ام.
صبح عتاب بود.

چشمم نخورد آب از اين عمر پر شكست:
اين خانه را تمامي پي روي آب بود.

پايم خليده خار بيابان .
جز با گلوي خشك نكوبيده ام به راه.
ليكن كسي ، ز راه مددكاري،
دستم اگر گرفت، فريب سراب بود.

خوب زمانه رنگ دوامي به خود نديد:
كندي نهفته داشت شب رنج من به دل،
اما به كار روز نشاطم شتاب بود.

آبادي ام ملول شد از صحبت زوال .
بانگ سرور در دلم افسرد، كز نخست
تصوير جغد زيب تن اين خراب بود.

   
 

        تو چشمتون چه قصه هاست
        نگاهتون چه آشناست
        اگه بپرسین از دلم 
        میگم گرفتار شماست

        نگاهتون پیش منه
        حواستون جای دیگست
        خیالتون اینجا که نیست
         پیش یه رسوای دیگست

         نفس نفس تو سینم
         عطر نفس های شماست
         اگر که قابل بدونین
         خونه دل جای شماست

        میمرم از حسادت
        دلی که دلدار شماست
        کاش میدونستم اون کیه
        که این روزا یار شماست
        خوشا به حال اون کسی
         که توی رویای شماست

        شما گناهی ندارین
        این روزگاره،بي وفاست
        تو خلوت شبونه ام
        خالي فقط جاي شماست
        تو جام مي تموم شب
        نقش دو چشماي شماست

        نفس نفس تو سينم
        عطر نفس هاي شماست
        اگر كه قابل بدونين
        خونه دل جاي شماست...

   
درباره وبلاگ
برای خوردن یک سیب
چقدر تنها مانده ام...
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

khalvateman

ایمان

http://khalvateman.blogfa.com

خلوت من

برای خوردن یک سیب
چقدر تنها مانده ام... و در این تنهائی سایه نارونی تا ابدیت جاریست... Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt