|
اگر با دیدن رنگین کمان می ایستی و به زیبایی آن خیره میشوی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر بارانی که بر سقف اتاقت میبارد به تو شهد آرامش میچشاند ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر با پيام غیرمنتظره ای خوشحال و شگفت زده می شوی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر به طلوع و غروب آفتاب خورشید بنگری و بخندی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر از درد و رنج دیگران ناراحت و پردرد میشوی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر زیبایی رنگهای گل کوچکی را درک کنی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر آرامش بعد از طوفان دريا را ديده باشی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر با سختی ها روبرو میشوی و میجنگی بدان که هنوز امیدواری ! اگر لبخند کودکی ، قلبت را شاد میکند ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر با نگاهی به گذشته لبخند بزنی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر لذت پرواز پروانه را درک کنی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر خوبیهای دیگران را میبینی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر به فکر آرامش هستی ، بدان که هنوز امیدواری ! اگر به بهار فکر می کنی ، بدان که هنوز امیدواری ! و بالاخره اگر کلمه امید هنوز مفهوم خود را نزد تو از دست نداده و به آن می اندیشی پس بدان: هنوز امیدواری و وجودت پر از زیبایی است و هرجا که بروی با خود نور و برکت میبری . پس از لحظه هاي دراز
....
و آنها به من گفتند اگر برده ای را در خواب دیدی،اورا بيدار مكن،شايد داشته باشد خواب آزادي ببيند و من به آنها گفتم:اگر برده اي را در خواب ديديد،او را بيدار كنيد و آزادي را برايش وصف كنيد...
"جبران خليل جبران"
انسان می تواند بی آنکه انسان بزرگی باشد، انسانی آزاده باشد، اما هیچ انسانی نمی تواند، بی آنکه آزاده باشد، انسان بزرگی باشد. "جبران خلیل جبران"
وقتي غزل سر مي رسه حس مي كنم كنارمي ساده بوديم ‚ ساده بوديم ‚ مثل قلب عاشق،
قرار نبود اینجا اینجوری باشه،قراربود من تو این وبلاگ از هرچیزو هرکسی که آزارم میده یا شایدم برعکس،از همه کسائی که دوستشون دارم بنویسم.می خواستم بنویسم از دلتنگیهام ازتنهائیم، بنویسم از آرزوهای شاید دست نیافتنیم.قرار بود اینجا یه دفترخاطرات یا بهتره بگم دفتر آرزوهام باشه نه یه دفتر شعر.
خلاصه اینکه امشبم دلم گرفته بود گفتم به جای شعر،یه چیزی از خودم بنویسم.درآخر هم یه چند خط شعر ازسهراب، که همیشه کلامش آرامش بخش بوده و هست. چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
آهاي تو كه اين همه دوري ازمن اين روزا درحال عبوري ازمن آهاي تو كه فكر ميكني سوزوندي داروندارمو با دوري ازمن طاقت نداري ببيني،ميدونم اين همه طاقت و صبوري ازمن ستاره ها ميگن پشيمون شدي مي خواي بگي كه غرق نوري ازمن فكرنكنم بشه،با صد تا دريا اين همه نفرتو بشوري ازمن نميدونم مي خواي با قلب سنگيت دل ببري بازم چه جوري ازمن؟ پشيموني فايده نداره ديگه چشات بايد بارون بباره ديگه...
![]() نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست |
|


